جوکهای باحال - ღعشق بازیღ































ღعشق بازیღ

..عکسهای عشقولانه فانتزی متحرک پوستر خواننده ها و بازیگران کارت پستال..

 

زنه زبونش می‌گرفته، میره سبزی‌فروشی

می‌خواسته نارنگی بخره،‌میگه: بی‌دحمت لیم کیلو

 لالنگی بدین! یارو هم شاگردش رو صدا می‌کنه،

میگه: اوهوی حسنی!‌نیم کیلو خیار بده خانم

 

 

 

 

با ادامه مطلب همراه باشید


ادامه مطلب
خانومی |۳:٤٤ ‎ب.ظ | شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

برچسب ها:جوک/جوکهای بد/اس ام اس باحال/جوک بی ادبی/پیامکهای توووپ/jok/sms/payamak

جوکهای باحال بد

فقط بالای 18 سال بخونن

 

 

یارو میاد در خونه رفیقش، بچش در رو باز میکنه،ازش میپرسه: بابات کجاس؟میگه:حموم، میپرسه:مامانت کجاس؟میگه: حموم،

 میپرسه: بابا و مامانت تو حموم چیکار میکنن؟

بچهه میگه:گمونم بستنی میخورن، چون بابام به مامانم میگفت بخور تا شل نشده

------بدو برو ادامه مطلب------

 


ادامه مطلب
خانومی |۱٠:٥٦ ‎ق.ظ | دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٧

 

 

دوتا جنینه تو شیکم مامانشون بساط عرق خوری

 راه انداخته بودن و داشتن پُکر بازی می کردن

 که یهو یکیشون جنگی سیگارشو خاموش میکنه،

 میگه: جمعش کن، جمعش کن، بابا اومدیول

...............................................................

 

ترکه اسمش مراد بوده، ازش می پرسن

چرا اسمتو گذاشتن مراد؟

 میگه آخه من آب نطلبیده بودمخنده

 

...............................................................

پسر دهاتیه داشته از صحرا برمی‌گشته خونه، میبینه

یه دختری مثل پنجه آفتاب داره تو رودخونه خودشو می‌‌شوره.

 پسره وامیسه یه تریپ نگاه می‌کنه

 بعد یهو پا میگذاره به فرار، حالا ندو کی بدو.

 خلاصه میدوه تا می‌رسه به دهشون،

 رفیقش ازش می‌پرسه : حسنی چته؟ چرا فرار میکنی؟

 حسنی ماجرای دختره رو تعریف می‌کنه

 و میگه: ننم گفته بود اگه به زن نامحرم نگاه کنم

 خدا منو سنگ می‌کنه،

‌منم احساس کردم از یه جاییم دارم سنگ می‌شمنیشخند

 

 

برای خوندن همه ی جوکها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
خانومی |۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧